محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2052
تاريخ الطبرى ( فارسي )
از آن به بندگان تعلق ندارد . كسى نگويد كه عمر از وقتى بخلافت رسيده ديگر شده . خويشتن را نيك مىشناسم و كار خويش را براى شما روشن مىكنم : هر كه را حاجتى باشد يا ستمى ديده باشد ، يا چيزى از رفتار ما را نپسندد ، به من بگويد كه من يكى از شما هستم . » « آشكار و نهان در كار محرمات و عرضها از خدا بترسيد ، به حق پابند باشيد و بهمديگر تعدى مكنيد كه قضاوت پيش من افتد كه من با هيچ كس تساهل نمىكنم . صلاح شما را دوست دارم و خوش ندارم كه ملامتتان كنم . غالب شما در ديارى اقامت داريد كه نه كشت هست نه شيرده ، مگر آنچه خدا سوى آن آرد ، خدا عز و جل كرم بسيار بشما وعده داد و من مسئول امانت و وضع موجودم . ان شاء الله از آنچه در دسترس من هست مراقبت مىكنم و بكس وا نمىگذارم و آنچه را دور از من است جز بوسيلهء امينان و نيكخواهان عامه مراقبت نتوانم ، و ان شاء الله امانت خويش را جز به آنها نمىسپارم . » بار ديگر سخن كرد و پس از حمد و ثناى خدا و صلوات پيغمبر گفت : « اى مردم بعضى طمعها فقر است و بعضى نوميديها توانگريست . شما چيزها فراهم مىكنيد كه نمىخوريد و چيزها آرزو داريد كه به آن نمىرسيد . در خانه برويد تا مدت معين بروزگار پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم ، با وحى سر و كار داشتند ، هر كه چيزى را نهان مىداشت وى را بنهان مىگرفتند و هر كه چيزى را عيان مىكرد ، او را به عيان مىگرفتند ، اخلاق نيك خويش را بما بنماييد كه نهانها را خدا بهتر داند ، هر كه چيزى بما نمايد و پندارد كه نهان وى نيك است ، تصديق او بكنيم و هر كه ظاهرى نكو نمايد ، گمان نيك به دو بريم . بدانيد كه بعضى بخلها شعبه اى از نفاق است . براى خويشتن نكو انفاق كنيد و هر كه از بخل جان خويش مصون ماند جزو رستگاران است . اى مردم ! مقام خويش